صبح و ظهر وشبی همراه بانو - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 18:42
امروز یه روز خاص بود. صبح با دیدن بانو طلوع کرد، ظهر با بانو نهار خوردیم و شب کباب و کلبه و دمی نفس در کنار هم. بهترین بهترین بهترین امیدوارم که تمام روز و شبمون اینگونه رقم بخوره. اول صبح، بانو با طل
یک روز زمستانی و آفتابی در کلبه - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 18:42
از بانو خواستم که صبح باهم بریم کلبه و بانو جانمان قبول نمودند البته فرمودند: صبح زود بریم تا زودتر برگردیم. صبح بانو زنگ زد که داره لباس می پوشه طبق معمول من دیر کردم و بانو ناراحتیشان را ابراز نمود
دیدار یار پری رو - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 18:42
امشب یار زیبای وفادارم بامن قرار داشت گرچه کمی دیرتر از قرارمون اومدولی اتفاق بدی نیافتاد رفتیم سمت قبله گاه عشقمون، کلبه مون البته ماشین بانو عادت کرده از جلوی کوچه مون رد بشه و بره سمت کبابی ولی چون
بارش یار و باران - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 18:42
نمازمون که تموم شد برگشتم بانو رو ببینم خبری از دخترک پر انرژی با چشمان درخشان نبود بانو حالش خوب نبود و احساس خستگی و خواب و ... داشت. بیرون کلبه باران ملایمی می بارید در کنارسجاده بانو بود که از خست
دیدار از خونه باغ شالیزارمون (پانزدهمبن) - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:10
امشب دوباره مثل دیشب رفتیم با هم کباب خوشمزه خوردیم. بعد رفتیم توی کوچه خونمون و قدم زدیمچه قدم زدنی دست در بازوی یار زیر تک درخت کنار شالیزار درو شده و دو بوسه ای از عشق قدم زدن در کنار هم و سایه های قشنگمون و سلام کردن با آقا و پسر همسایه خدایا! سپاس!
عید عزیز قربان مبارک - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:10
نمی دونستیم امسال گوسفند قربونی کنیم یا نه. دیروز بعد از ظهر قبل از خوابیدن، گفتم خدایا آیا امسال هم گوسفند قربانی کنیم؟ اگر بله قصابمون بهم زنگ بزنه. عصر وقتی بیدار شدم دیدم تماس گرفته! بهش زنگ زدم گفت زنگ نزدم. فقط یه تک زنگ زدم!تکلیفمون روشن شد! و غروب رفتیم گوسفند رو انتخاب کردیم و خریدیم. امروز...
قدم زدن توی کوچه خونه باغ شالیزارمون (شانزدهمین) - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:10
امشب باز مثل کبوترای جلد، رفتیم دم خونمون. توی کوچمون قدم زدیم.قرص کامل ماه نارنجی! دست در دست هم، با هم قدم زنان دیوار خونمون رو اندازه گرفتیم. رفت و برگشت! بعد با قدم هامون زمینمون رو اندازه گرفتیم. تقریبا همون اندازه. 25 قدم. و بوسه تولد مبارکی چه شب زیبایی! خدایا سپاس ...................... امشب...
عروسی توی کوچه باغ شالیزارمون (هفدهمین) - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:10
امشب رفتیم کوچه مون. خونه آخری عروسی بود و همسایه ها می رفتن عروسیما دست به دست هم قدم زنان تا نزدیکی اونجا رفتیم و برگشتیم قرص کامل ماه طلایی! درست مثل فیلمای وسترن! باشکوه و زیبا! خدایا سپاس! ................. 14000 تا صلوات!
عبور عاشقانه یار و دیداری زیبا زیر نم نم بارون - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:10
بابکم، عشقم! چقدر زیبا!توی دل شب زیر نم نم بارون از کوچه مون گذر کردی و تولدمو چه عاشقانه تبریک گفتی! سپاس عشقم سپاس! ...................................... وسط کوچه بودی و از لای در حیاط دیدیم همو خیلی حس قشنگی بود. شب تولد قشنگی برام ساختی بابکم زیر بارون، شب تولدم، از خدا یه هدیه قشنگ خواستم.
تولد مریم جون - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:10
تولد مریم جون منه تولدت مبارک عزیزم انشاالله سال بعد خونه خودمون تولد بگیریم دوستت دارم بابهترین آرزوها برات امیدوارم به خواسته هات برسی
دلخوری از عشق زیاد - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:10
عنوانش رو نوشتم متن خاصی ندارهیعنی نمی خوام کشش بدم هرچی هست از عشقه تو که با اومدنت و بودنت می تونی روح سردم رو گرم کنی تورا دوست دارم ---------------------- ۱۳۷ هماهنگی عالی وبا سه چهارثانیه ........................ نیت کردنمون و خوردن شکلات عیدی عید سعید غدیرخم
حرف دل و شنونده خاموش - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:10
گاهی حرفایی توی دلمون هست اما نمی تونیم به نزدیک ترین شخص توی زندگیمون، یعنی عشقمون بگیم چون باعث ناراحتیش می شه. پس یا توی دلمون نگه می داریم یا دنبال شنونده دیگه ای می گردیم که بتونیم باهاش حرف دل بزنیم تا سبک بشیم.از امروز تصمیم گرفتم شنونده خوبی برای حرفای دلت باشم. بدون قضاوت و تجزیه و تحلیل. ج...
یکروز با آخری خوش - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:10
بعضی وقتها کل دیروز و امروزت خرابه هرجوری فکر می کنی نمیشهدرحال اذیت شدنی بعدش عشقت میاد دیداری تازه میشه یه هوایی تازه میشه نفسی می کشی روحت تازه میشه و آخری خوش بهتر میشی -------------------------------- ۱۳۸ همزمانی عالی
شاد شاد شاد - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 21:10
بعضی وقتها یه چیزایی به گونه ای حیرت آور عوض میشه حالتها و روحیات به گونه ای شگفت و ناخودآکاه عوض می شنگریه ها به خنده تبدیل میشه و این چیزیه که همیشه از خدا خواستم که فردامون بهتر از امروزمون باشه پیچیده نیست ما می خواهیم و او می شنود وانجام می دهد ------------------------------------------------- ...
باز دیداری از کوچه باغ شالیزارمون (دوازدهمین ) - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
دیگه این روزا هروقت با همیم سر از کوچه باغ شالیزارمون درمیاریم.امشبم باز رفتیم به دیدن کلبه عشقمون و قدم زدیم توی کوچه باغ شالیزارمون برنجا رو درو کردن برنجای کوچه مون هنوز درو نشدن. قدم زدن کنار هم سایه هامون کنار هم برنجای تعظیم کرده عطر زیبای برنج چهره آرام و دلنشین تو، مرد من و بیان احساس آرامش ...
قرص کامل ماه (سیزدهمین ) - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
امشب باز به دنبال یار و بوسه در کوچه های محله مون وقدم زدن در کوچه باغ شالیزارمون دست در دست هم بازو به بازو زیر نور قرص کامل ماه طلایی قرار بود امشب ماه گرفتگی بشه. ماه از لابه لای درختای باغمون به زیبایی دیده می شد. برنجای روبروی خونمون رو درو کردن. چه آرامش قشنگی جاریه! خدایا شکرت
ناکامی (چهاردهمین ) - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
گاهی ناکامی ها هم زیبا هستن! عده ای قدم زنان، عده ای ماشین سوار، موتور سوار و صاحب خونه جهت سرکشی! چه محله امنی! آدم واقعا احساس امنیت می کنه.گفتی روزی به این ناکامی ها خواهیم خندید. روزی که درحال دوچرخه سواری از کوچه مون می گذریم. و من گفتم بیا همین حالا هم بخندیم و هردو لبخند زدیم. دوستت دارم.
تولدت مبارککککککککک بابکممممم - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
امشب تولد عشقمه بابکمخدایا ازت ممنونم که وجود نازنین بابکم رو برام آفریدی بابکم ازت ممنونم که هستی تولدت مبارککککککککک بابکم، عشقم تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک بیا شمعا رو فوت کن که صدسال زنده باشی بیا شمعا رو فوت کن الهی پاینده باشیییییییییییییی دست و سوت و هورااااااااااااااااااااا...
کادوی تولد - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
بعد از یک روز کاری سنگین ولوشدی جلوی کولریه دفعه عزیزت میگه که داره میاد دیگه با عجله و صورت نیمه تراشیده میری استقبال یار یار چه یاری عطش دوری و لذت دیدار واوج هیجان یک کادوی عالی بابستنی های قیفی آهنگ دلنشین تولد تولد و زمزمه آن طبق معمول این چندوقت بهترین کادوی ممکن از یار بوده و بس -------------...
بدون عنوان! - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 6:24
عنوانش رو نمی دونم چی بذارم این هم روزی بود برای خودشتازه خیلی چیزا فهمیدم از خودم هیچ حرف اضافه ای نمی زنم حق با توئه --------------------------------------- ۱۳۰ و ۱۳۱ خوبه که اونا تحت تاثیر قرار نگرفتند