باز هم اردی بهشت - تاریخ: 1405/7/12 ساعت: 2:10
بازهم در بهشت کوچک ما اردی بهشت است و باز هم تکرار خوشی های فراوان شاید من مرده ام و در باغی از باغ های بهشتم چقدر حس بودنت زیباست تو در جان و دلم جای داری و باز هم اردی بهشت بهشتیم بی تو و بی فکر تو نبوده ام در این سالها و تنها عشق توست که مرا نگه می دارد بوی بهار نارنج بوی محبوبه شب بوی شیپوری واژ...
خوشی های بی پایان - تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 22:33
تجربه ی وحشتناک و گناه آلودم در چند سال بیهوده ای که تلف کردمشروع آشفتگی و نامهربانی بعد از هر حس خوبی بودفکر می کردم روتین زندگی یعنی همینی که ادعا میشهخدا گفته و خدا خواست و ....(البته یه خدای دروغینی که خیلی فاصله داره با خدای باورهایم)خداروشکر که خدا خواست و زندگیم به مسیر عادیش برگشتو دیدم و با...
روی زیبای تو - تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 15:56
خدا رو شکربابت داشتنتبابت بودنتبابت حضور دلنشینتبابت همه چیزراستی این غزل سعدی مناسب تو سروده شده:از گل و ماه و پری در چشم من زیباتری گل ز من دل برد یا مه یا پری؟ نی روی تو Adblock test (Why?)
کنار تو - تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 15:56
در چرخه هایم بین مطالباشعار و متن های زیبایی سراغم می آیند که توصیف حال درونی من در آن لحظات می باشنددیروز حسب اتفاق تک بیتی از فریدون مشیری عزیز رو دیدم با این وصف که:"کنار تو هر لحظه گویم به خویش که خوشبختی بی کران با من است"و براستی که من این جمله رو هرلحظه به خود گویم و باور دارمکنار تو بودنچه و...
اردی بهشت زیبا - تاریخ: 1403/2/27 ساعت: 13:06
اردی بهشت واقعا زیباستمخصوصا در بهشت کوچک ماآلوچه هاعطر بهار نارنجسبز کمرنگ درختان و سایه خنکبشینی و فقط به تو فکر کنیطعم ترش آلوچهبا یاد شیرین توممنون که همه اینها رو از تو دارمای یار اردی بهشتی منجان منی تو Adblock test (Why?)
تولد - تاریخ: 1403/2/27 ساعت: 13:06
اردی بهشت باشهو تولد بشهبهار در بهارانیا بهاران در بهارچقدر خوبه که دخترم رو به من هدیه دادیدر این بیستمین روز اردی بهشتممنونم بابت همه چیزهایی که بهم دادی Adblock test (Why?)
عطر بهار نارنج - تاریخ: 1403/2/18 ساعت: 11:56
استشمام بوی بهار نارنج در کلبه ای که از تو دارم و این یعنی اینکه هر شب مست استشمام بهار نارنجم در عاشقانه هایم با تو
نماز عشق بر روی خاک - تاریخ: 1403/2/18 ساعت: 11:56
چقدر زیباست حس نماز خوندن بر روی خاک نمازی از جنس عشق همراه با آمیزه ای از عطر بهار نارنج رنگ سبز ملایم و فقط تو که همه جا با منی و همراهمی
بهترین شب - تاریخ: 1403/1/27 ساعت: 15:07
بهترین شب های زندگیم شب های با تو بودنه و من چقدر شب رو دوست دارم مخصوصا شب های با تو بودن رو
سلام - تاریخ: 1402/12/1 ساعت: 12:44
اون لحظه ای که سلامم بدی و من پرواز کنم سمتت
امید - تاریخ: 1402/12/1 ساعت: 12:44
امید بخشایش از من بخشیدن از تو و من عاشقانه هر شب در تکرار این امید
وصال - تاریخ: 1402/12/1 ساعت: 12:44
منو بخواهی و تموم بشه این فراق و شروع بشه وصالی جاودانه
افسر - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 4:51
سال 78 برای سمینار یکی از درس های دانشگاهم،و همچنین دیدن دوستان دوران تحصیلم، اومدم یکی از شهر های جنوبی.یکیشون سرباز بود و یکیشون کارمند اداره ای که می خواستم از مدارک کتابخانه ایش استفاده کنم.شب رو
همکار - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 4:51
بعد از تموم شدن درسم، سربازیم که نیمه تموم مونده بود رو ادامه دادم پاییز81 کارت پایان خدمتم رو گرفتم و اولین روز کاری، رفتم تا گواهینامه ی موقتم رو بگیرمبا همکارم در همون شهر جنوبی در تماس بودمبهم گفت
زرگری - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 4:51
خدایش بیامرزد آقای زرگری رویکی از همکارهای خوب من بودامسال عید 98 فوت کردبعد از اینکه اومدم و خونه دوستم ساکن شدم، دنبال خونه ی مناسبی برای اجاره بودمآقای زرگری با من همزبان و هم استان بودسریع با هم
دیداری فشرده در سال نوی میلادی - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 18:42
قرار شد تا نه و نیم برگردیم. فشرده بود ولی با کیفیت. بدون کباب ولی خوشمزه بانویمان امر کردند که زودتر برگردیم ما نیز گوش به فرمان بانو اومدن دنبالم وقت کم بود ماشین بانو داشت می رفت سمت کبابی نشنیده ب
اپرای حلاج - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 18:42
امشب شبی به یاد ماندنی و فوق العاده بود همراه بانو در اپرای پرواز همای بودیم خاطره انگیز و آخ جانی بانو چند روز قبل ناگهانی تصمیم می گیرن تشریف ببرن اپرای حلاج و بلیت می گیرن و با بیان اینکه " بابک م
مژده ای دل شب های طوفانی بگذشت و شد این عشق پنهانی آخر آشکار - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 18:42
مژده ای دل شب های طوفانی بگذشت و شد این عشق پنهانی آخر آشکار -------------------------------------------------- بعد از چند روز طوفانی (و البته بیخودی به نظر من) همدیگر رو دیدیم بانو مثل سابق نیست خودش
ماراتن واقعی - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 18:42
چه شبی بود امشب ماراتن واقعی جذاب و نفس گیر و در پایان معجزه عشق بود که غوغا می کرد بعد از یه روز کاری سنگین بانو دیرتر از مواقع همیشگی اومد دنبالم رفتیم تا رسیدیم کلبه بازهم مهمان داشتیم یازدهمی بعد
یه دیدار سورپرایز - رفتن به مرحله دهم - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 18:42
صبح یهویی بیدار شدم و ساعتو نگاه کردم دید ده هست. آقا امروز صبح قراره بیان آزمایش خون منم قرار بود برم بانک بارون نیمه شدیدی می بارید و دلم نمی اومد آقا زیر بارون برن و البته زیر بارون دوتایی می چسبه.